بازگشت
بلاخره با ۵ روز تاخیز از Gitex برگشتم ( همش یک ساعته رسیدم ! )
چند تا خبر خوب دارم و چند تا خبر بد و یک کمی هم گزارش از نمایشگاه !! که به زودی می نویسم. فقط امشب شدید دلم پره ! بد جور آخره سفری اعصابم خورد شد ( البته اگه آفلاین های یک عزیز تازه از ترکیه برگشته نبود اصولا الان حال نوشتن نداشتم )
بگذریم ، خیلی خسته ام فردا هم باید برم حذف و اضافه ( تنها دلیلی که به جای جمعه آینده امروز برگشتم!!! ) فقط جواب یکی از نظرات رو بدم
نويسنده: سميرا
نميشناسمت و نميدونم چند سالته اما فكر كنم از اونايي باشي كه دارن از نوجووني پا به جووني ميذارن و به خاطر حال و هوايي كه دارن فرق ابتذال و زيبايي حقيقي رو نمي فهمن. اگه اشتباه ميكنم برام بنويس. ممكنه دوباره سر بزنم
ه ه ه ه ه ه ه ه چه وووو ( مثلا عطسه ! ) شرمنده ها به مزخرفات آلرژی دارم!
به طرز دندان شکنی دهان خود را به مشت من کوبیدید ! زیبایی حقیقی رو هم فقط چلچراغ خون ها می فهمن و هوشیار و بیدار ( اگه سنت اون قدر باشه که یادت بیاد ! ) تو هم خوب می شی. اگر هم سر نزنی اصلا ناراحت نمی شم. قصد هم ندارم خودم رو بکشم ! به قول ترک ها خوش گلدی
راستی داری میری در رو هم پشت سرت ببند!
